تبليغاتX
عشقولانه
عشقولانه

عشقولانه


حرف دل

 

سلام ستاره ي من...معشوقه ي جفا شده ي من...معبود قشنگو بي وفاي من...
دلم رو سپردم بهت.اه...كاش ميدونستم دل به چه موجود ستمكاري سپرده ام تا عاشقت نميشدم.

 

 

بوي خوب دل سپردن

 

نه ديوونم نه مجنون نه خوابم نه ويرون

 


من فقط عاشقت هستم مثل لب تشنه ي بي جون

 


تو اميد لحظه هامي تو قشنگي شبامي

 


توي شباي غربت توي تنهايي باهامي

 


نمي گم خون رگامي يا برام ماه شباي

 


ولي ميدوني عزيزم عشق تو رفيقه با من

 

خونه بوي تو رو ميده بوي خوب دل سپردن

 

راستي تو چه نسبتي با ياساي توي باغچه داري

 

كه هميشه عطر عشقت ميسازه منو بهاري

 

يادمه روزاي اول با تبسمي دلم رفت

 

اون روزا بودم من ساده و زيرك و سر مست

 

روزا بي قرار ديدن شبا خواب تورو ديدن

 

ولي شرم دلم نمي ذاشت بگم عاشقتم من

 

حالا چند ماهي گذشته از شروع اشنايي

 

حالا هر دمون ميدونيم عشقمون شده الهي

 

مي خوام از عشقت بخونم تا ابد باهات بمونم

 

تا بدوني خواستن تو ريشه كرده تو جونم

 

تا هميشه زير دينم واسه اين عشق الهي

 

اگر تو نبودي شايد ميرسيدم به تباهي.

 

 

 

 

شب را بهانه کردم و یک دریا بگریستم

 

تا کسی نداند که گرفتار کیستم خواست لب بر شکایت باز کنه

 

لب نهادم بر لبش تا بسته شد عاشقت بودم

 

دیوانه حسابم کردی آشنا بودم و بیگانه حسابم کردی

 

با مداد رنگي هام ياد خوب امدنت را نقاشي كردم


و جاده ي سفيد رفتنت را خط خطي


كسي نيست كه زندگي را برايم ديكته كند


و غلط هايم را بگيرد


و دور روزهاي اشتباهم خط قرمزي بكشد

 

و مجبورم كند از روي تجربه هايم ده بار بنويسم

 

انانكه براي يك بوسه ي معشوقه وفادارانه جان مي دهند

 

كساني هستند كه درخشندگي نور زندگي جاودان را در لبان سرخ ز

بيابان جهان احساس ميكنند

 

 

 


تعبير نگاه


عشق تعبير نگاه چه كسي هست؟؟؟؟


ان كه از جان گذرد و به پاي معشوق پر و بالي بزند؟


يا كه از بيشه ي دور سبدي ازگل ياس


به تو تقديم كند


كه سراسر شوري و پر از عاطفه


بازهم ميپرسم


عشق تعبير نگاه چه كسي هست؟؟؟؟

 

 

 

معما


وقتي كه دست عزيزت يه نوازشگر خوبه وقتي كه طلوع چشمات

دشمن هر چي دشمنه


وقتي كه سايه ي اسمت رو لبام خونه داره وقتي كه زخم نفسهام بي

تو مرهم نداره


تو بگو جز تو كيه كه منو تنها نذاره؟ كسي هست اگه كه رفتي واسه

من بشه ستاره؟


راستي كه تو بر ميگردي تا كه بغض من بميره كي ميايي كه مرغ

شادي تو نگام پر بگيره


يه تبسم از نگاهت واسه من تموم دنياست وقتي چشماتو ميبندي

زندگي واسم معماس

 

 

 


هنگامي كه زير سايه ي درختان به انتظار ملاقات تو دقيقه شماري

ميكنم رنج و مشقت بي پايان نصيبم ميشود


كه جز اشك سوزان مداوا نمي پزيرد.تو اين رنج و مشقت فراوان را

نصيب من مكن كه ريزش اشك چون


شعله ي لرزنده ي شمعي جانم را ميسوزاند و عمرم را پايان مي

بخشد.جواني عمرم به انتظار ديدار تو


 بذار به سپري برسد و اخرين شب تار من به سپيدي صبح نرسد

در ان ظلمت شب چشم به در


دوختم تا از ان به در ايي و ديدهام را هنگام جان دادن روشني

بخشي؟

 

 

 

خوب عزيزان اينم وبلاگم . چطور بود؟ خلاصه فقط خواستم چيزي كه

تو دلمه همه بدونند بازم ميگم ارمين دوستت دارم.....


و خيلي خيلي از حميد گل ممنونم .حميد واست جبران ميكنم.عزيزان از

همتون ميخوام كه كسي رو بازي نديد چون هممون اسير بازي

سرنوشتيم. و از خونواده ي عزيزم بخصوص مامان و خواهرم هلاله كه

 با لجبازيهام زياد اذيت ميشن تشكر ميكنم و تا ابد مديونتونم.


عزيزان من از سوم ابتدايي با دختري به اسم پرشنگ امام زنبيلي

دوست بودم كه سال 84 به شهر بوكان برگشتند و بعد يه مدتي ازش

خبری ندارم بچه ها هر کی از دوستم خبری داره بهم بگم ممنون

 دوستدار شما سمیه

جمعه هشتم شهریور 1387 |



سلام دوستان من سميه 16ساله از سردشت كه چند ماهيه با پسري به اسم ارمين21ساله ازسوئد توي اينترنت دوست شدم خيلي دوسش دارم ولي نميدونم ايا اون هم منو انقدر دوست داره يا نه؟اين وبلاگ بهانه اي شد براي اينكه به ارمين بگم دوستت دارم و باورم كن احساس ميكنم شونه هاي كوچكم تحمل عشقت رو به تنهايي نداره ولي هر جا باشي چه با من چه بي من ارزوي خوشبختي واست دارم هر وقت كه خواستي بري بگو خداحافظ منتظرم نذار


شهریور 1387

انگیزه ی زندگی
برای عزیزتر از جانم
حرف دل

قالب وبلاگ

RSS 2.0

Designed By ParsTheme